
من کیستم؟ کجای داستانم هستم؟به کجا روانه هستم؟
عشقم که بود؟کجا رفت؟چرا رهایم کرد؟
عشقم کیست؟کجا است؟چرا از من سراغ نمیگیرد؟
جواب همه انها سکوت اتاق است و یک بغض در گلویم
خدایا تنهایم تنهاتر از هر کس که فکرش را کنی
دلی دارم پر از زخم و غم و پر از خاطرات تلخ
به راستی به کدامین امید رهسپار جاده میشوم
شاید حرفی که میخواهم بگویم زجر اور باشد برایم
اما من باور دارم که کسی را در زمین ندارم
من از زمین نیستم اگر بودم هم اتاقی برای دلم داشتم
اما ندارم نداشتم و ...میدانم نخواهم داشت
زیرا من اینگونه بدنیا امدم ..تنها
نظرات شما عزیزان:
|